امروز دلم گرفته....اونم خیلی ....یه دنیا حرف دارم توی دلم که نمیتونم به کسی بگم....واسه همین میخوام این شعر رو واسه خودم اینجا بذارم....همین....برام دعا کنین....
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم