تبليغاتX
عالیجناب عشق
عالیجناب و شمسی پهلوون....

بله خوب...این خانوم فاطمه رجبی همسر محترمه آقای غلامحسین الهام سخنگوی محترم دولت ملقب به القاب کبیره ای چون "فاطی کماندو"  ؛ "شمسی پهلوون" و ..... هرازگاهی ملاقه و کفگیر بر زمین گذارده ؛قلم بر کف پر کفایت گرفته و مشغول گنده گویی و مزه پرانی و مقدس مآبی بنده گان خدایی چون حاج محمود میشود و از آنجایی که دمش به دم کت و کلفتهایی گره خورده است خفن ...هیچ تنابنده ای قادر به عرض اندام (آنهم از نوع خیلی خیلی کوچولو...) در برابر این اسوه تقوا و پیشوای زنان بهشتی (حوریه ها و حورالعین ها ) نیست ...در نتیجه عالیجناب تصمیم به توضیحاتی چند گرفت....بخوانید و عبرت بگیرید.....

محترم خانم:

 خانم محترم. بانوی محترم. بانوی مورد احترام. یک زن که هر وقت دلش خواست به هر کس که دلش خواست در هر موردی که دوست داشت فحش می دهد. یک خانم عصبانی که از دست بقیه کسانی که وجود دارند ناراحت است. کاربرد در جمله: « یک خانم محترم به روزنامه جمهوری اسلامی گفت روزنامه جمهوری اسرائیل و به سردبیر آن گفت رعیت هاشمی رفسنجانی»
نشانه های محترم شناسی خانم: عصبانی می شود، فحش می دهد، به مردم می گوید دزد، همه را فاسد می داند، بعضی ها را معجزه می داند، به جای لنگه کفش از قلم استفاده می کند، به جای خوردن مرتب داروهایش جیغ می کشد.

در صورتی که یک خانم محترم عصبانی شد باید چه کرد؟ باید از او و دیوار شکسته و سگ هار فرار کنیم و سعی کنیم که مطلقا از جلوی سفارت آمریکا و خیابان شهید طالقانی رد نشویم. در صورتی که یک خانم محترم عصبانی نشد باید چکار کنیم؟ باید سریعا اورژانس را خبر کنیم، شاید در اثر شدت عصبانیت سکته کرده باشد. برای درمان یک خانم محترم و عصبانی چه باید بکنیم؟ یک اتاق آکوستیک را با پوشش نرم آماده کنیم و به او بگوئیم که هر چقدر می خواهد مشت به دیوار بزند و فحش بدهد.

حکایات و امثال: « از اون نترس که سر به تو داره، از این بترس که های و هو داره.»، « از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده»، « از سه چیز باید حذر کرد،... سوم فاطمه رجبی»، « اگه هفت تا دختر خوشگل داشته باشه، یک ساعته همه خواستگارها رو می گه رعیت هاشمی و از خونه بیرون شون می کنه.»، « دختر کو ندارد نشان از پدر، ولش کن بگذار هر چی دلش می خواد فحش بده.»، « حرف راست رو باید از مامان بچه شنید.»، « حسرت به دلم کچل خدیجه، مردم ندیدم نوه و نتیجه»، « تا کتک نزده بود می ترسیدیم، تا فحش نداده بود حرفش رو گوش می کردیم، حالا که می گه می خندیم.»

فرهنگ فولکلوریک: فاطی فاطی فاطی فاطی فاطی، از دستت شدم قروقاطی، فاطی بی پدرش کرد، مسیح در به درش کرد، اکبر بی پدرش کرد، مهدی بی مادرش کرد، عفت بی شوهرش کرد، باباش جون به سرش کرد، غلوم از راه درش کرد، غلام تاج سرش کرد...( این شعر فولکلوریک در وزن شش و هشت خوانده شود)، آداب المغنیه، صفحه 237

2 نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت   توسط عالیجناب  |