تبليغاتX
عالیجناب عشق
عالیجناب و بد حجابی.....

 بدحجاب؛ موجودی که با پیدایش بهار می روید و پس از یک هفته تلاش نافرجام به عمر خود ادامه می دهد. کسی که همه قوانین را با نازک ترین و کوتاه ترین شکل رعایت می کند. زن یا مردی که سالی یک بار به عنوان مهم ترین مشکل مطرح و پس از یک هفته این مشکل حل می شود. کاربرد در جمله: « یک بدحجاب دیدم، یکی دیگه هم دیدم، چند تا دیدم، هی دیدم.»

فلسفه بدحجاب: « بد حجاب کسی است که از نظر ما بد است، اما ما می خواهیم به زور کاری کنیم که خوب بشود، اما خودش نمی خواهد در این تلاش به ما کمکی کند.»( افلاطون، گفتگو با پروتاغوراس، در فضیلت حجاب)، « عقب رفتن یا جلو رفتن؟ مساله این نیست، چون روسری ها دوباره عقب می روند.»( ویلیام شکسپیر، رویای ظهر تابستان)، « حجاب مساله ما نیست، مگر مادر پرولتاریایی که دستانش از زغال معدن سیاه شده حجاب ندارد؟»( ولادیمیر ایلیچ لنین، درباره زغال سنگ و انقلاب)، « قرتی ها گذر دموکراسی را دشوار می سازند.»( چونگ این مون، رهایی از سانشیرو)

روش های مقابله با بدحجاب: گشت ثارالله در سال 1365، پاترول چهار در سال 1370، لندکروز سیاه سال هشتاد، بنز الگانس سال 1386، پورشه مشکی در سال 1390

مراحل مبارزه با بدحجابی: تذکر شدید موافقان طرح، غرغر آرام مخالفان طرح، اجرای شدید طرح در سه روز تابستانی، سخنرانی مخالفان طرح در جاهای مختلف، طرح با آرامش توسط مجریان تا یک ماه پیش می رود، مخالفان تا دو ماه اعتراض می کنند، طرح متوقف می شود. مخالفان طرح در انتخابات رای می آورند.

در تذکره الاولیاء آمده است: ( نقل است که حسن بصری گفت: شبانروزی پیش رابعه بودم و سخن طریقت و حقیقت می گفتم، چنان که نه بر خاطر من گذشت که « من مردم»، و نه بر خاطر او گذشت که: او زن است. آخر الامر چون برخاستم خود را مفلسی دیدم و او را مخلصی) و چون بیرون شدم ماموران همی گیر بدادند که مرد غریبه با زن غریبه چه کند؟ گفتم: ما از اولیاء الله هستیم و ذکر ما در تذکرالاولیاء آمده است. صفحه 78 انتشارات زوار، گفتند: اولیاء را براندازی نرم نشاید، بروید بینیم بابا!

2 نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت   توسط عالیجناب  |