آن نابغه پرسابقه، آن معرفت بی مبالغه، آن شیخ الصادقین، آن رهرو هر نوع یقین، آن معاند سیاستهای پولی و ارزی، آن موافق تراکتور و کشاورزی، آن متقدم کل مجاهدین، آن دشمن لنین و حجاریان و استالین، آن دارنده کلاشینکف، آن داننده رموز پیشه وری و خروشچف، آن پیرو سیاست جنگی، آن مولد خیار و پیاز و گوجه فرنگی، آن زننده داش به هر چه باش، آن به هر جوان گوید اوباش، آن حلال مشکل جوانان از بیکاری، آن مخالف ژل و پیتزا و روزنامه و بیعاری، آن صاحب هر طناب و رسنی، آن رهرو دوگنبدان و ممسنی، شیخنا و مولانا و وتدنا، شیخ العظیم غلامرضا حسنی، از اعاظم فنون سخنوری بود، و در طنز تالی تلو انوری بود و دارنده مقامات لشگری و کشوری بود.
نقل است که چون بدنیا آمد، انفجاری عظیم بشد و صد تن از شیوخ را موج انفجار همی بگرفت و هزارتن از اقطاب بر مین برفتند و صدهزار مرغان هوا بگریختند و ماهیان در ارومیه از هیبت و عظمت آن صدا از دریا بیرون ریختند. و شیخان و اقطاب جمع آمدندی و وی را اطاعت کردندی، چون چاره نداشتند.
شیخ حسن ارموی نقل کناد که شیخنا در عنفوان شباب به کسوت عساگر همی درآمد، از فرط شوق که وی را به سلاح بودی و به صلاح نه، تا کفار و زنادقه به امیری شیخ اسماعیل سیمیتقو، لعنه الله علیه امارت ارومیه بگرفتند و ماجرایی بشد و کرور کرور در آن ماجرا بمردند، پس شیخ به بیابان همی شد و صد روز بیتوته همی کرد تا پیری بر وی ظاهر شد. گفت: چه کنم؟ پیر گفت: به شهر برو و به کسوت علمای علم کیمیا و اسطرلاب و هیئت و نجوم و فیزیخ و دیگر علوم به درآی تا خدمت مردمان کنی. شیخنا بگفت: اینها که گفتی چه باشد؟ پیر لختی درنگ کرده، همی گفت: هیچ، هر کار خواهی بکن.
از شیخنا کلمات عالی نقل است. بگفت: « یخرج العیون الیسار فی الجراید»( ترجمه: ای روزنامه های چپی، چشمتان را در می آوریم.) و بگفت: « انا مخالف الحریه، بیکاز القول الرجل بیر بیر» ( ترجمه: من با آزادی مخالف بوده و هستم، چون انسان آزاد نیست و فقط خدا آزاد است و حرف مرد هم یکی است، مگر اینکه زن باشد.) و بگفت: « ما به جای ادون یارارام اینقدر نفت مصرف بسوزانیم؟»( ترجمه: وقتی هیزم می توانیم بسوزانیم چرا نفت.) و بگفت: « من از بین هاشمی و احمدی نژاد، به هر دو رای می دهم، چون هر دوتا را قبول دارم.» و تلامذه نقل کردند که هر جمعه کرور کرور ملت اسلام از بلاد مختلفه در نماز وی حاضر شده و آنان که ایمان داشتند، کافر و آنان که کافر بودند، ایمان همی آوردند.
شیخ جوادالموسوی نقل همی کناد که نزد شیخنا برفتم و دیدم که شیخ بیل همی زند و عرق از سر و روی او چنان است که رودی شده است و چندین کشتی در آن روند، گفتم: شیخ! چه گویی از بابت جراید؟ گفت: چپی. گفتم: چه گوئی از بابت حجاریان؟ گفت: کمونیست. گفتم: چه گوئی از بابت خاتمی؟ گفت: از همه بدتر بود. گفتم: مردمان چه کنند؟ گفت: کشاورزی. گفتم: آمریکا چه باشد؟ گفت: کافر. گفتم: با آن چه کنیم: گفت: جنگ. گفتم: اصلاح طلب چه بود؟ گفت: حیوان. گفتم: مجلس چه باشد؟ گفت: چند نفر بیکار. گفتم: تلویزیون چه باشد؟ گفت: فسق و فجور. و هر سووال که کردمی فی الفور جواب بگفت، چنان که افلاطون و سقراط هم آنقدر ندانست.
نقل است که چون به عزرائیل فرمان رسید تا جانش بگیرد، پرسید: نامش چیست؟ بگفتند: غلامرضا حسنی. عزرائیل از هیبت نام او در دم جان داد و اکنون شیخنا زنده است، رضی الله عنه.
سلام...اول از همه عالیجناب میخواد از تمام دوستانی که میان به وبلاگ خودشون و با نظراتشون ما رو شرمنده خودشون میکنن بعد ما به دلیل گرفتاری زیاد نمیرسیم بهشون زود زود سر بزنیم عذرخواهی کنم....انشاءالله در آینده جبران میکنم و زود به زود خدمت همگی میرسم برای عرض ادب ...
حالا که عذرخواهی کردیم و شما هم حتما ما رو بخشیدید ....بخونید....امیدوارم که یه لبخند کوچولو مهمون عالیجناب باشید.....
مجلس: محل جلوس. جایی که عده ای وکیل می نشینند و با صدای آهسته مشکلات کشور را گفته و با صدای بلند احسنت می گویند. مناسب ترین و نرم ترین محل برای جلوس آدمهای مهم. محلی که در آن می نشینیم و با هم حال می کنیم. کاربرد در جمله: « دیروز در یک مجلس باحال بودیم». محل کشف ارتباطات قزوین و آمریکا. در صورتی که صندلی های مجلس مشکل داشته باشد، دائما تعداد افراد حاضر در جلسه تغییر می کند. مجلس نمایندگان: محلی که قرار بود نمایندگان مردم در آن بنشینند و در راس امور باشد، ولی فعلا در یک جای دیگر امور است. جمله قصار: « دیروز هیات رئیسه مجلس مانند سالهای قبل و به همان شکل انتخاب شد.«
شاعر در مورد مجلس می گوید:
) ادامه ابیات در نسخه دهلی پاک شده است.........(
هک: سرقت الکترونیکی. از طریق ورود به مکان الکترونیکی وارد وبگاه دیگران شدن و به سرقت بردن آن. این کار برای حفظ شوونات و مقابله با استکبار جهانی مفید است. هکر: سارق اکترونیک. هکار: کسی که در هک کردن بسیار ماهر است. هکیده: سایت هک شده. مهکوک: کسی که حکم هک کردن وی صادر شده. هاکر: بسیار هک کننده. کاربرد در جمله: « دیروز سایت بازتاب توسط کسانی با آی دی ال بیت از قم هک شد.»
فواید هک کردن در طول تاریخ: وقتی کسی را هک کنیم مردم را از آتش جهنم نجات داده ایم و در همین دنیا بدبخت شان می کنیم. جلوی انتشار خبرهای فاسد کننده( خبر کلا فاسد کننده است.) را می گیریم. موفق می شویم دانش مردم را در مورد نابود کردن هر چیزی بالا ببریم.
لغت شناسی: « کی آن سال کتاب همی نبشت و در خانه پنهان همی داشت تا کسی آمد و کلیدی بزرگ داشت و درب ها هک کرد و کتاب سوخت و تا هک نکرد زنده همی بود»( لغه القدیم) « تا مردی بیامد که زر زیاد بخشید و از کدخدایان بود و امیرمحمود گفت سرش هک کنند و هاکران به خرگاه چنین کردند.» ( قصه مانک علی میمون، تاریخ بیهقی) « دو لشکر ز ویروس ها تاختند، هکیدند و آرشیو پرداختند.»( جنگ دارا و اسکندر، خمسه نظامی) « چو رستم ز کیخسرو آی دی شنید، ایکی ثانیه سایت او را هکید»( شاهنامه، داستان بیژن و منیژه)
در تذکره الاولیاء آمده است: « نقل است که شیخنا کرامات بسیار داشت، اول آنکه نوری از وی ساطع گشتی هر گاه که در میان یهود و نصاری حاضر شد و چند تن از این هیبت کور شدند. دویم آنک شکر بسیار می خورد و وی را شیخ شکرخوار گفتندی تا رابعه عدویه بر او نازل شده بدو گفت: خواهر حجابت رو درست کن و رابعه همی گفت: شکر زیاد همی مخور که خدای نپسندد و سیم آنک لشکری از مریدان از ترک و تاجیک همگی به جمال معروف داشت که هک کردندی و تا آن مریدان بودند هیچ شیخ سخن نگفت، مگر آنک هک شد.»
شاعر در مورد هک کردن چنین گفنه است:
دوبیتی
ای سایت بیا که من تو را هک کردم
زان رو که به آنچه گفته ای شک کردم
با آی دی دیگران و پس ورد شما
سایت تو و آرشیو تو را دک کردم