تبليغاتX
عالیجناب عشق
عالیجناب و کابوس واجبی؟؟؟

فاطمه رجبي، همسر سخنگوي رسمي دولت و سخنگوي غيررسمي رئيس دولت، در نامه‌اي از روح‌الله حسينيان، مشاور امنيتي جديد رئيس‌جمهور، خواست تا عاملان قتل سعيد امامي را دستگير كند. به گزارش واحد پيگيري افاضات خانم رجبي  در پي اين خواسته، فهرستي حاوي 29 نام، تهيه و در اختيار مقامات مربوطه گذاشته شده كه از آن ميان، ده نفر آنقدر كت و كلفت بودند كه بازپرس ويژه پرونده با ديدن نام آنها، نزديك بود قالب تهي كند. 9 نفر نيز از برو بچه‌هايي بودند كه صلاح نبود در اين موقعيت و به خاطر گذشته‌ها، مزاحم كار و فعاليتشان شد. پنج نفر نيز به رحمت خدا رفته بودند و يك نفر هم كه اصولا از خير انتفاع ساقط شده بود. بقيه اسامي كه توقيف و منتظر اجراي قانون هستند، به شرح زيرند:

1ـ كاسه حمام
2ـ نيم بسته داروي نظافت فرد اعلا
3ـ انبر باز كردن دهان
4ـ قيف

پ.ن :سعید امامی معاونت وزارت اطلاعات بود که به دستور عالیجنابان خاکستری اقدام به قتل دگراندیشان مینمود و در نهایت به دستور محفل نشینان اطلاعاتی پس از صرف مقادیر متنابهی داروی نظافت (همون واجبی خودمون) به لقاءالله پرتاب شد.......نوره به قبرش بباره....

2 نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت   توسط عالیجناب  | 

عالیجناب و در بی در و پیکر......

در: یک سطح چوبی یا فلزی یا شیشه ای یا هر جنس دیگر که یک محل بسته را در بیرون جدا می کند. استفاده غلط: درب. از در برای بستن یا باز کردن یا نیمه باز گذاشتن یا پشت در ماندن استفاده می کنند. کاربرد در جمله: « مذاکره بین هیات ایرانی و آمریکایی پشت درهای بسته برگزار شد.»

انواع؛ در باز: وقتی که قرار است هر کی برود و هر کی بیاید و آدمها مجبور نباشند پشت در بمانند. در بسته: دری که قرار است پشت آن یک کاری بکنند که قرار نیست بقیه ببینند. پشت درهای بسته: محلی که در آن تصمیمات مهم گرفته می شود. جلوی درهای بسته: محلی که در آنجا شعار می دهند یا سالن را به نشانه اعتراض ترک می کنند یا زیر لب سلام و علیک می کنند. در به در شدن: به حالتی گویند که هیات یا یک شخص یا تعدادی شخص برای یک مذاکره دائما از پشت این در در بغداد به پشت آن در در وین یا شرم الشیخ یا مونیخ یا نیویورک یا بورکینافاسو یا ولتای علیا برود. در اندر قیچی: چنین اصطلاحی غلط است و درست آن چپ اندر قیچی است.( غلطنامه دهخدا)

رابطه در و سیاست داخلی؛ دموکراسی: درها باز است. استبداد: درها قفل است. نیمه استبدادی: درها قفل است ولی بعضی ها کلید دارند و عده ای پشت در منتظرند. مردمسالاری خودمانی: درها قفل است ولی چون دیواری وجود ندارد، هر کسی از هر جایی که خواست می رود و می آید.

از در آشتی در آمدن: لبخند زدن بعد از 27 سال. از هر دری سخن گفتن: معمولا به کاری که فروشندگان در می کنند گفته می شود. در اضطراری: دری که در مواقع حساس مثل 25 سال گذشته از آن باید عبور کنند ولی معمولا بسته است. درآکاردئونی: نوعی اکاردئون بدون صدا و بزرگ که از آن رد می شوند.

دربازکن: معمولا به دیپلمات های کشور دوست که باعث صلح می شوند گفته می شود. در باغ سبز نشان دادن: پیام هایی که قبل از مذاکره ارسال می شود. در روی همان پاشنه می چرخد: هنوز بله گفته نشده است. درش را گل بگیر: فعلا مذاکره و دموکراسی یخدور. در وتخته به هم جور آمدن: رفتیم کاراکاس هوا خوب بود. دری به تخته خوردن: حادثه عجیبی رخ داد( مثال: وزیر خارجه به تنهایی سفر رفت) از هر دری سخن گفتن: کاری که معمولا سخنگوی دولت معمولا می کند. به در گفتن تا دیوار بشنود: حسین موسویان دستگیر شد.( فرهنگ لغات زبان مخفی) به این در و آن در زدن: وقتی میزان ذخیره ارزی از حدی پائین تر می آید و تورم از حدی بالاتر می رود، این اتفاق می افتد.

شاعر درباره در گفته است

شعر نسبتا نو

در فکر
در فکر
در فکر تو بودم
که یکی حلقه به در زد
جانم، حلقه به در زد
جلال، حلقه به در زد
کمال، حلقه به در زد
جواد، حلقه به در زد
کوفی، حلقه به در زد
خاویر، حلقه به در زد
کوندی، حلقه به در زد
گفتم، گفتم، گفتم...
درو وا نمی کنم، نه درو وانمی کنم

2 نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت   توسط عالیجناب  | 

عالیجناب و کابوس....

خواب دیدیم خشایار شاه کبیر از فرط عصبانیت سازندگان فیلم سیصد از گور خود بیرون شده و سرگرم جمع آوری لشکریان برای حمله به هالیوود است......به ناگه چشمانش به پوستری از احمدی نژاد افتاد که شالی سیاه و سپید بر گردن دارد و با دهانی باز که دندانها و زبان کوچکش را آشکار مینمود به دوربین مینگرد.....آنهم با مشتهای کوچک گره کرده!!!!!.....خشایار شاه عقب عقب رفته و با لکنت زبان از ما پرسید که این تصویر از آن کیست؟؟؟؟....پاسخ گفتیم که او حاکم امروز ماست!!!!!!.....با دو دست چنان بر فرق سر کوبید که نقش زمین شد و قبل از آنکه حضرت عزرائیل را برای مرتبه ای دیگر در آغوش بگیر گفت......." آبروی گذشته پیشکش ؛ آبروی امروزتان را نجات دهید "......

2 نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت   توسط عالیجناب  | 

عالیجناب و بد حجابی.....

 بدحجاب؛ موجودی که با پیدایش بهار می روید و پس از یک هفته تلاش نافرجام به عمر خود ادامه می دهد. کسی که همه قوانین را با نازک ترین و کوتاه ترین شکل رعایت می کند. زن یا مردی که سالی یک بار به عنوان مهم ترین مشکل مطرح و پس از یک هفته این مشکل حل می شود. کاربرد در جمله: « یک بدحجاب دیدم، یکی دیگه هم دیدم، چند تا دیدم، هی دیدم.»

فلسفه بدحجاب: « بد حجاب کسی است که از نظر ما بد است، اما ما می خواهیم به زور کاری کنیم که خوب بشود، اما خودش نمی خواهد در این تلاش به ما کمکی کند.»( افلاطون، گفتگو با پروتاغوراس، در فضیلت حجاب)، « عقب رفتن یا جلو رفتن؟ مساله این نیست، چون روسری ها دوباره عقب می روند.»( ویلیام شکسپیر، رویای ظهر تابستان)، « حجاب مساله ما نیست، مگر مادر پرولتاریایی که دستانش از زغال معدن سیاه شده حجاب ندارد؟»( ولادیمیر ایلیچ لنین، درباره زغال سنگ و انقلاب)، « قرتی ها گذر دموکراسی را دشوار می سازند.»( چونگ این مون، رهایی از سانشیرو)

روش های مقابله با بدحجاب: گشت ثارالله در سال 1365، پاترول چهار در سال 1370، لندکروز سیاه سال هشتاد، بنز الگانس سال 1386، پورشه مشکی در سال 1390

مراحل مبارزه با بدحجابی: تذکر شدید موافقان طرح، غرغر آرام مخالفان طرح، اجرای شدید طرح در سه روز تابستانی، سخنرانی مخالفان طرح در جاهای مختلف، طرح با آرامش توسط مجریان تا یک ماه پیش می رود، مخالفان تا دو ماه اعتراض می کنند، طرح متوقف می شود. مخالفان طرح در انتخابات رای می آورند.

در تذکره الاولیاء آمده است: ( نقل است که حسن بصری گفت: شبانروزی پیش رابعه بودم و سخن طریقت و حقیقت می گفتم، چنان که نه بر خاطر من گذشت که « من مردم»، و نه بر خاطر او گذشت که: او زن است. آخر الامر چون برخاستم خود را مفلسی دیدم و او را مخلصی) و چون بیرون شدم ماموران همی گیر بدادند که مرد غریبه با زن غریبه چه کند؟ گفتم: ما از اولیاء الله هستیم و ذکر ما در تذکرالاولیاء آمده است. صفحه 78 انتشارات زوار، گفتند: اولیاء را براندازی نرم نشاید، بروید بینیم بابا!

2 نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت   توسط عالیجناب  | 

عالیجناب گاف میدهد؟؟؟

گاف ؛خطاي فردي يا اشتباه لفظي يک مقام رسمي در سطح جامعه و يا در مقياس ديپلماتيک. معمولا یک انسان وقتی سیاستمدار باشد، طبعا گاف می دهد. « گاف» مي تواند در کشورهایی که اشتباه کردن مهم است، شغل افراد را از آنها بگيرند. گاف یک لغت فرانسوی است که ما ایرانی ها فکر می کنیم یا لغت نوساخته ایرانی است. گاف کردن(فر). کاربرد در جمله: «عجیب بود امروز با وجود اینکه ایشون حرف زد، گاف نکرد.»

چرا سیاستمداران گاف می کنند؟ چون حرف می زنند. از چه طریق مردم متوجه گاف های سیاستمداران می شوند؟ از طریق عقل شان. چگونه می توان جلوی گاف کردن سیاستمداران را گرفت؟ راهی وجود ندارد. چرا در بسیاری از موارد گاف های یک سیاستمدار را نمی توان اعلام کرد: چون یا کسانی که به او گوش می کنند قدرت تشخیص ندارند، یا ممکن است با خطر جدی مواجه شوند. چرا کسی گاف های استالین را نگفته است؟ برای اینکه چنین کسی زنده نیست.

گاف شناسی معاصر: سگولن رويال، نامزد سوسیالیست انتخابات فرانسه گفت که « از حق حاکميت کبک که ايالت فرانسه زبان کانادا است حمايت مي کند.» به دنبال این گاف کانادا یه هم ریخت. در واکنش به اين گاف، يک خبرنگار با تقليد صداي يک مقام کانادايي ، با سگولن رويال تماس گرفت و نظر او را درباره استقلال طلبي جزيره کرس جويا شد، خانم رويال در پاسخ گفت: هيچ مخالفتي با چنين استقلالي ندارد. رويال از دستگاه قضايي حکومت کمونيست چين ستايش کرد و در سفرش به لبنان به ديدار يکي از مقام هاي گروه حزب الله رفت.

ژاک شيراک گفت که « اگر ايران به يک يا دو بمب اتمي  هم دست يابد، اين موضوع خطر چنداني براي جهان ندارد.»

وزير بهداشت ژاپن، زنان را دستگاه هاي توليد مثل يا به عبارت بهتر ماشين هاي جوجه کشي توصيف کرده است. پل ولفوويتز رييس بانک جهاني با جوراب پاره کفش هايش را در آورد تا از يک مسجد بازديد کند.

فرزاد حسنی، مجری تلویزیون از یک خانم دامدار نمونه یاد کرد و گفت: « مثلا اگر من فرزاد حسنی را تحویل این خانم دهید، 30 تا فرزاد حسنی از او تحویل خواهید گرفت!»

علاء الدین بروجردی در پیام تبریکی به زیدان از سرزدن او به شکم ماتراتزی به عنوان یک عمل قهرمانانه یاد کرد، زیدان یک هفته بعد از این عمل زشت خود عذرخواهی کرد.

نمونه های عادی گاف: « وی به عهدنامه گلستان گفت گلستانچای»، « ما به 360 درجه آزادی اعتقاد داریم، غربی ها فقط به 2 درجه اعتقاد دارند.»، « ایشان تاکید کرد که ایران و عراق صدها سال است که رابطه دوستانه دارند، در حالی که عراق اصلا صد سال نیست که به کشور تبدیل شده است.»، « ایشان اعلام کرد که یک دختربچه 16 ساله در خانه خودش انرژی هسته ای تولید کرده است.»، « دانشمندان ما سلول های بنیادین را کشف کردند.»، وی در حالی که هنوز مرکل به عنوان صدراعظم آلمان منصوب نشده بود، پیام تبریک ریاست جمهوری وی را گفت.

الهام، سخنگوی دولت گفت: « چو ایران نباشد سر من مباد.»  

بوش گفت: « اگر خوشتان می آید کار را بکنید , اگر مشکلی دارید تقصیر را گردن فرد دیگری بیندازید.»، « ما یک ایران با ثبات می خواهیم , ایرانی که قادر باشد جلو اعمال نفوذ ایران را بگیرد.»، « من ماهیگیری دوست دارم.»

حکایات و امثال: « حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن رو که بلدی؟»، « اومد نطق کنه، شیرجه رفت»، « سالی یه بار حرف بزن، اونم روز ملی شدن آدامس بادکنکی.»، « حرف حرف میاره، باد برف میاره، با یک عالمه گاف»، « حرف راست رو باید از چپ شنید، البته اگر گاف نده.»

2 نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت   توسط عالیجناب  |